زندگی نباتی من
از تو آغاز شد
حیوان گیاهخوارِِ ِ جانم
برای چندمینبار
مرا نشخوار میکنی؟!
تمام نمیشوم!
زندگی ِ سقزی ِ من
جویدنی دایم
خوش بوکنندهی دهان هر جونده
لذتی دَوَران
میان زبان و دندانها؛
آنجا که مولد نام من بود
زنهار
که بلعیدن من
لذتم را از تو محروم میدارد!
اینک
که دیگر
نه بوی دارم
نه شیرینی
قی کن مرا !
بگذار طبیعت
راقم تقدیر من باشد
که من
خواهندهی آن هضم متعالیام!
بایسته
شایسته
+ نوشته شده توسط فاستوس در 86/04/06 و ساعت
1:28 |
