اينجا جايييه كه نطفهي تو بسته شد؛
بابام ميگه؛
يه باغ تو اصفهان؛ جايي كه زاينده رود از اصفهان خارج ميشه و ميره به سمت گاوخوني؛ پنجم تيرماه 1355، ساعت حول و حوش هشت ـ هشت و نيم شب، وقتي فقط مدتي از غروب گذشته بود؛
گوشهي همين اتاق، روي همين تخت.
چرا بابام بايد اينا رو برام تعريف كنه، اين هم اونقدر جزيي و ريز ريز!؟
ما كه هيشوقت بچه دار نميشيم. اين رو كه اون هم ميدونه. ميدونه كه تو نميتوني.
+ نوشته شده توسط فاستوس در 86/01/20 و ساعت
15:25 |
